X
تبلیغات
خیلی دلم گرفته خیلی

خیلی دلم گرفته خیلی

خیلی دلم گرفته خدااااااااااااااا؟؟؟!!!!

سه چیز را هرگز فراموش نکن :

۱ . به همه نمی توانی کمک کنی

۲ . همه چیز را نمی توانی عوض کنی

۳ . همه تو را دوست نخواهند داشت . . .

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 3:26 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

کشک..!

عشق های امروزی راچشیده ای دلبندم؟؟

طعم کشک میدهند!!

عشق های امروزی سراپا ادعایند،گل من !!

فرهادهم اگربود،بجای کندن بیستون، مخ میزداحتمالا!!

شیرین هم دیگرشیرین نبود!!دیگر صدای تیشه نمی پیچیددرشهر..!

احتمابوق اشغال تلفن همراهش گوش راکر میکرد!!!

طفلک عشق…

چقدر زجرمیکشد ازاین شیرین و فرهادهای قلابی!..،

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 3:25 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

آموخته ام که خدا عشق است وعشق تنها خداست،

آموخته ام که وقتى ناامید میشوم خدا با تمام عظمتش

عاشقانه انتظار میکشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم،

آموخته ام اگر تاکنون به آنچه خواستم 
نرسیدم

خدا برایم بهترش را در نظر گرفته،

آموخته ام که زندگی دشوار است ولی من از آن سختترم!

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 3:25 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

زمستان بود هوا بسیار سرد

کلاغ دیگر غذایی نداشت که به جوجه هایش دهد

او شروع به کندن تکه های بدن خود کرد و

آنها را به جوجه هایش داد تا از گرسنگی نمیرند

زمستان تمام شد وکلاغ از شدت درد مرد

در این هنگام جوجه هایش گفتند

خوب شد مرد خسته شدیم از خوردن غذای تکراری.

این است رسم روزگار ...
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ

 

ﯾﻪ ﺷﺒﺎﯾﯽ

 

ﺑﻪ ﯾﻪ ﺍﺩﻣﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﯼ

 

ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ

 

ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﺱ

 

ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺨﻮﺩﺕ

 

ﻣﯿﺎﯼ

 

ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﯼ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ

 

ﺧﺎﻟﯽ ﺑﯿﺠﻮﺍﺏ

 

ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻥ

 

ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﮕﯽ

 

ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ

 

ﺍﺧﺮﺵ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ ...?




مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !

 

کسی رهایم کرده بود...

 

که صدای بلند گریه ام؛

 

اشک هایت را در آورد...!!!






با وحشی ترین حیوون اگه محبت کنی

جوابتوبامحبت میدن

نمیدونم چرا بعضی از آدما محبت میبینن

وحشی میشن




    خدایا!!!!!!


یا خیلی برگدون عقب


باخیلی بزن جلو


اینجای زندگی دلم خیلی گرفته!!!


عکس های عاشقانه-عکس های تنهایی-عکس های غم انگیز


دوستت دارم 

را هم به من گفت هم به او

نمیدانم میخواست 

خیانت کند یا عدالت ؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

یـــــا از اول نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی

و کنــــارم نیســــتی ...

" دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد "

بفــــــهم بی انصــــــاف . . . !




    


                نسلـے هستیم کـﮧ وقتـے حوصلمون سر میره

                    بآ احساسات هم בیگـﮧ بازے میکنیم





به سلامتی ایرانسل که بهمون یاد داد

قبول کردن بعضی از پیشنهاد ها فقط از اعتبارمون کم میکنه





[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 7:29 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]


وقـتـی دلـت گـرفـتـه


  وقـتـی غـمـگـیـنـی


 وقـتـی از زنـدگـی سـیـری


 " حـواسـتـو خـیـلـی جـمـع کـن "


 چــون طــعــمــه خــوبــی هــســتــی ..

[ شنبه شانزدهم دی 1391 ] [ 8:41 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام بعد از چند ماه اومدم وبم و به بچه ها سر زدم دیدم

خیلی از بچه ها وباشوون حذف کردن  ای کاش یه خبری میدادن ....

دل برا همشووون تنگ میشه امیدوارم هرجا که هستن خوب باشن

منم مجبور شدم از لینکام حذفشون کنم ...

میخوام وبم رو راه بندازم اما نه مثه قبل به یه شیوه ی جدید ....

امیدوارم اون دوستام که هنوز هستن من رو قابل بدونن و باز به من سر بزنن...

[ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 7:56 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام ...

اومدم بگم که دیگه من نمیام وبلاگ...

حذفش نمیکنم ...

شرایط زندگیم تغییر کرده .....احساس میکنم الان که یسری مسئولیت ها رو قبول کردم

اومدن به وب خیلی کاره جالبی نیست ....همتون دوستای خوبی بودین

مواظب  خوبیاتوون باشین خداحافظ...


[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 12:1 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

اصلا هر خری هستی باش دیگه خسته شدم از کارات دیگه واسه من نظر نذار



چطوری؟

امیدوارم که خوب باشی،هم من تو رو خوب میشناسم و هم تو منو . . .

امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق و سربلن باشی.

راستی یه سوال داشتم! چرا توکه این همه خوب مینویسی یه وبلاگ مجزا

برای خودت طراحی نمیکنی؟؟؟،راستش تو حیفی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اگه منو به جا نیاوردی این متن رو بزن توبلاگ تا من خودمو معرفی کنم.

قربانت . . . یه دوست. . . . . .

بگو بینم کی هستی؟؟؟اصلا حوصله این کارای شما رو ندارم





یه بنده خدایی گفته: تو که میگی تنهایی رو ترجیح میدم به اینکه با هر کسی باشم

همین وبلاگ یعنی اینکه تو با همه هستی

جوابم:من که نمیدونم کی هستی محض اطلاع شما باید بگم که این فضا مجازیه

اینا میشن دوستای مجازی

لینکام هم همون طور که مشخصه یا دخترن یا اگه بسرن 4 یا5 سال از من کوچیکترن

یا خیلی سنشون بالاست زن دارن یا هم سنن .یکی یا شایدم دوتا هستن که

دو سه سالی از من بزرگتر باشن حرف زدن باجنس مخالف مشکلی نیست فقط باید

حد و مرز  رو رعایت کرد ما فقط به وب های هم سر میزنیم نظر میدیم همین

حالا هرکی با حرفم مخالفه بگه مخالفم ؟دلیلش؟اخه ملت انقد کم ظرفیت




اینم از نظر امروزش:سلام مهدیه خانم.فکرنمیکردم اینقدبهت بربخوره یااینکه اینقد

به من توهین بشه.من فقط یک نظردادم درخواست نکردم که منوتوصیف کنن(قضاوت بیجا).

یک نصیحت بشنوازمن کاندر ان نبودغرض چون کنی رای مهمی تجربت ازپیش کن

دوست یکی ازمهمترین اعضایی هست که توی دلمون جاپیدامیکنه حتی مجازیش. من برای

خودت گفتم,ادم نبایددوستانش را چشم بسته انتخاب کندبلکه با شناخت قبلی.

بای دوست عزیز


جواب من:حرف رو مزه مزه کن بعد بگی خیلی بهتره میتونستی از این بهتر هم بگی

اینا فقط دوستن همین.........

[ سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ] [ 7:14 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

زمان مکالمات تلفنی ...

پسر به پسر = 00:00:59
مادر به پسر = 00:10:30
پدر به پسر = 00:02:36

پسر به دختر = 01:15:01
دختر به دختر = 00:29:59
دختر به پسر = 00:00
[ یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

اسمت چه بود؟؟!

می خواهم

تمام بن بست های

زندگی یم را

به نامت بکنم...


[ یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 ] [ 12:42 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]


همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!

گفتم:می دونم!

گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!

گفتم: می دونم!

گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !

… گفتم:می دونم!

گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟!

گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم



 برای خیانت ، هزار راه هست،


اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست


تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم ،

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !!!


    دروغ می گفت........

دیگری را دوست می داشت...

      بارها از او پرسیدم دوستم داری می گفت:آری

آخر از پای شکیبایی افتادم گفتم راستش را بگو هرچند هم که سخت باشد تو را خواهم بخشید......

آیا پای یکی دیگر در میان است؟

کمی چرب زبانی کرد و در آخر گفت: آری

گفتم تو سال ها به من دروغ گفتی این بار من به تو دروغ می گویم:

                       تورا هیچ وقت نخواهم بخشید

 

[ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 10:11 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

 من ،


با کناری ات،


کنار نمی آیم !!!!


کنار می روم ……

[ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 10:5 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام به همه دوستای خوبم امشب نتم قطع میشه دیگه مثه قبل سر حال نیستم

قصد ندارم نتم رو وصل کنم البته بیشتر بخاطر نزدیک شدن امتحانامه

میخوام بشینم بخونم فک کنم بیشترتون بدونین که ترم تابستون گرفتم...

خلاصه اش فک نکنم تا 25 ماه  اینده وصل  کنم نتم رو ...شایدم دیگه...

بچه ها تو این مدت 2 تا اتفاق افتاد یکیش خوب یکیش بد برام دعا کنید 

همتون رو دوست دارم .....

[ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ] [ 5:51 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

وقتی بهت میگه : جات خالیه ....

نگو دوستان به جای ما!شاید منتظر اینه که بگی :

جامو نگهدار ؛ زود میام ... !!



دل خوش نباش از این که هر روز با یکی هستی ...


این که هر کسی می تونه با تو بودن را تجربه کنه ...

نشان از بی لیاقت بودن توست ، نه چیز دیگر . . . . . .!



دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه:


" نرو "

کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه:


"صبر کن منم با هات بیام , تنها نرو"




  تو همیـــشه میگفتـــــی :

   مـــــــن ، یه تار موی تو را به هیچ کس نمیــــــدهم!

    اینقدر تار های موی من را به این و آن دادی تا کچــــل شدم 

    حـــــــالا برو دســـــت از سر کچلم بردار...



وقتی گند زدی ب زندگی طرفو رفتی..

.حداقل وقت رفتن دهنتو ببند

نگو مواظب خودت باش قسمت نشد......!



[ جمعه بیستم مرداد 1391 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

دردناک ترین جای قصه اونجاست که

برات ارزوی خوشبختی میکنه.............

پی نوشت:

کاش بلد بودم بگم دوستت ن دارم

هیچ وقت چیزایی که باید رو خوب یاد نگرفتم............




به رویت نیاوردم

اما

از همان جایی که به جای "تو" گفتی"شما"

فهمیدم پای او در میان است..........


انقدر موهایم را کوتاه خواهم کرد

که

خاطر انگشتانت را از یاد ببرند........


بعد از تو عادتم شده فقط خوردن قهوه ی تلخ

بی چاره من

یادت با من چه کرده

که برای فراموش کردن شیرینی عشقمان

به هر چیزی چنگ میزنم.....





میدونی زشتی عشق مون کجا بود...

اونجایی که روز اخر به جای یادگاری

دستمو گذاشتی تو دستت رفیقت گفتی بچه خوبیه..

دلم میخواست بگم

بی غیرت این همون دستیه که تا یه روز پیش

تو دستای تو بود

وقت رفتن حراجم کردی

انصاف نبود



نه پیشانی من به لبهای تو رسید ،

نه لیاقت تو به احساس من ...

چیزی به هم بدهکار نیستیم،

هر دو کم آوردیم........




پی نوشت:

وقتی تمام راه را آمدم 

وقتی تا تو هیچ نمانده بود

چقدر دیر یادش آمد خدا 

که ما قسمت هم نبودیم!




[ جمعه ششم مرداد 1391 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

با همه چیز کنار امده ام                           

جزباورجمله اخر تو ..                               

چیزی بینمون نمونده...!!!                         

بی کسی، تصاویر عاشقانه غمگین، تنهایی، عشقولانه، عکس عاشقانه، عکس های عاشقانه تنهایی، غم انگیز از لحظه های تنهایی، لحظات تنهایی، والپیپر از


بزرگترین اشتباهم این بود که التماس کردم بمانی...          

نمی  ارزید دیرفهمیدم ...                                   

محبتت را نثار کسی کن که لایق آن باشد نه تشنه آن            

زیرا هر تشنه ای روزی سیراب می شود....              

اگه اشغالی حداقل قابل بازیافت باش  ...!!               


شمارش که می بینی دلت میریزه                                   

خوشحال نباش ...                                           

شاید زنگ زده فقط اهنگ بیشوازت رو گوش کنه                  

ادما تا این حد نامردن.....!!!                                 

 اگه بهش زنگ میزنی رد میکنه..                             

یعنی تاریخ انقضای تو تو دلش تموم شده..                       

این قانونه....!!!                                        

با قانونه ادما نجنگ...!!!                                 

غرورت له میشه...                                   

[ جمعه سی ام تیر 1391 ] [ 2:54 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام به همه دوستام چه بامعرفتاش چه بی معرفتاش

چه اونایی که با دعوت میان چه اونایی که خودشون همیشه یه من سر میزنن(اسمان ابی)

بعده 5روز گفتم اب کنم یکم بخندیم .حوصله ام از این وبای عشقی سرمیره


برو ببین چی گذاشتم واست



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

[ سه شنبه بیستم تیر 1391 ] [ 1:33 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

   شلووووووووووووووووووومزبانکده محصل

  معتاد شدیم رفت...

  حوصله داری یکم بخندی؟

  لطفا ادمای بیحوصله نرن ادامه مطلب

  برو ببین حال کن اگه نگی کدومش جالب بود از بیمعرفتیته هااااااااااااا...خود دانی


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 7:20 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام بچه ها واستون یه چیز خیلی جالب دارم

           خودم که خیلی ازش خوشم اومد خیلییییییییییییییییییی

           یه ستاره هست رو بینی این دختره 30 ثانیه بهش خیره شو بعد به دیوار

           نگاه کن  تند تند بلک بزن یه چیز باحال میبینی....


خوب چی دیدی بگو بینم اگه راست میگی؟

[ یکشنبه هجدهم تیر 1391 ] [ 7:22 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام بچه هاااااااااااااا دوستم وبلاگ ساخته

البته بهتره بگم ابجیم نمیدونین چه ماه عاشقشم

به ابجی نرگسم(مینویسم واسه عشقم)که تو لینکام هستش

حتما سر بزنیدااااااااااا ضرر نمیکنید

تا بدونید بهترین دوست من کیه ؟نرگس جووون دوست دارم یه دنیا بهترین دوستم

[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 9:51 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

ســـــــــــلام.....


یـــه ســــــــــوال...


            دوست داری رو ســــــــــنگ قـــــــــــبرت چــــــی بنویـــــــــسن..؟؟

             (دوست داشتی کامنت بذار)

[ جمعه شانزدهم تیر 1391 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

ulym730fe81612x34h.jpg

[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 12:4 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سوسک

بهانه بود


دلم بغل می خواست


سرد بودنم را

بگذار پای

گرم بودنت با دیگران...




سخت ترین کار دنیا

بی محلی کردن به کسیه که

با تمام وجود دوسش داری...........






بدترين درد آن است

که برای توقف ريزش دانه های اشکت

لبخند بزنی.....





راست مى گفت:آدم باگذشتى بود....،

ازمن هم گذشت......



اشتباه من این بود که کسی رو پاشوره میکردم

که از تب عشق یکی دیگه داشت میسوخت.



بعضی ها آنقدر فقیر هستند ، که تنها چیزی که دارند

پول است . . .



"زیادے" دوستـــت داشتم!!!!

میدانـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!

اشتباه از "مــن" است...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد نداد

"محکــــم تر" زدے..


گفت :دوستت دارم...

هر چی گشتم مثه تو پیدا نشد...

گفتم :خوب گشتی؟؟؟

گفت :اره

گفتم :اگه دوستم داشتی نمی گشتی.







[ چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 ] [ 4:9 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

 

مسعود:

سلام اگر مایلی با یک آمریکایی ازدواج کنی

به وب من بیا ...

 

اخه ادم عاقل من چی بگم بهت. شرمنده اقا مسعود ما تو ایرانیاش موندیم

ادم درست حسابی بیدا نمیشه چه برسه اون وریاش

من موندم کسی زن یا شوهرش رو تو نت بیدا میکنه؟

بس حتما بچه شون هم از نت دانلود میکنن

 


[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 3:26 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

التماس مال دیروز بود                                         

                                        مال وقتی که بچه بودیم

                                        امروز....میخواهی بروی؟

                                          خوب برو ....خداحافظ...



یادت باشه اگه کسی گفت دوست دارم بگو چند ساعت دوستم داری.....؟



تقصیر از من است

آن زمان که گفتی

قول بده همیشه کنارم بمانی

یادم رفت بپرسم

كنار خودت يا خاطره هايت؟؟؟!!...





هیچگاه برای بدست آوردن محبت کسی

"تنت" را به او نسپار

هیچ تضمینی نیست که فردا تورا

"فاحشه" نخواند...

چه حریصانه لبانم را بوسیدی...

و چه وحشیانه رختم را دریدی...

و من چه عاشقانه دست بر هوسهایت کشیدم...

اما...........

کاش میفهمیدی که زن...

تا عاشق نباشد نمیبوسد...نمیبوید...

وتسلیم نمیکند...رویاهای عریانیش را....


[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 3:10 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام به همه ی دوستای خودم

                      حالتون چه طوره خوبین؟؟

                      اومدم یه خبر بدم و برم

   میخواستم بهتون بگم کادوهاتون رو اماده کنید چند روزه دیگه باید از خجالتم  دراین

کادو واسه چی؟

یعنی تو نمیدونی تولده؟؟

اخه من نیمه شعبان به دنیا اومدم روز تولده امام زمان

نیست باکلاسیم سالی دوبار تولد داریم

گفته باشم کادو خوب خوب قبولهاااا نه هر کادویی

مثلا خونه ای ماشینی طلا ملایی(شوخیدم هر چه از دوست رسد نیکوست)

خوب دیگه باشو برو به فکر کادو باش زشته دست خالی بیای وبم

 

خوب دیگه اینم از کیک و بزن و برقص و عکاس وکادو هایی که هنوز نرسیدهبدستم

خوب فعلا بای منتظرمااا

 

[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 7:31 قبل از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

 

من خودم ساده و شیک وسنگین میبسندم شما چی؟؟

[ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]

سلام به خوشگلا این چند روز وقت نداشتم اب کنم اب امروز هم بخاطره داداشمه که گفته بود

چرا اب نکردی:



یکی رادوست می دارم

    ولی افسوس اوهرگزنمی داند 

نگاهش می کنم شاید بخواند ازنگاه من که اورادوست می دارم

ولی افسوس او هرگزنگاه هم رانمی خواند




خدا .....

خدا کاری بکن این بار

      خود اونم دلش تنگه





اگه يه پاکن داشتي کدوم قسمت از زندگيتو پاک ميکردي؟

(دوست داشتی کامنت بذار)

من اگه باکنم داشتم هیجای زندگیم رو باک نمیکردم چون همش رو دوست دارم


[ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 ] [ 1:2 بعد از ظهر ] [ مهدیه ] [ ]